|
درسهايي از زيارت
عاشورا -شماره ششم

استاد مرتضي زاهدي
تقابل اسلام با
فمينيسم درباره نقش زن در حيات انساني
فمنيستها به نقش زن در حيات انساني نگاهي متحجرانه دارند زيرا رويكرد
جنسيتي و زنانه به نقش و حقوق زنان مي دهند و اين همان آغاز تحجر است. از
آن جا كه فمنيسم بر اسرار خلقت دست نيافته است از حقيقت و جودي زن صحبت
نميكند و نمي تواند در اين ساحت مطلبي عرضه نمايد. زيرا اطلاعاتش براساس
مكاتب پوزيتيويسم[1] و اومانيسم[2] كه ريشه در پوزيتيويسم دارد, مي باشد و
اين مكاتب در شناخت حقيقت زن ناتوانند، چون كشف حقيقت انساني, از توان
آزمايش و آزمايشگاههاي حسّي پوزيتيويسم خارج است. مكتب فمنيسم
خواركنندهترين مكتب در معرفي شخصيت زن است زيرا فمنيسم از زن يك مرد ناقص
و قابل ترحم معرفي مي كند و سپس حقوق او را در رقابت با مردان قرار مي دهد
و در دفاع از او تلاش مينمايد. يكي از ضعفها و كاستي هاي فمنيسم آنست كه
اين مكتب ريشه عاطفه و احساس را يكي ميداند و اساساً چيزي به نام عاطفه را
كه مفهومي مستقل از احساس مي باشد را نمي شناسد. در حالي كه از نظر اسلام
احساسات ريشه فيزيولوژيكي و بيولوژيكي دارد و عاطفه ريشه معرفتي و آگاهانه
دارد كه ويژه حيات انساني مي باشد. به همين دليل طبق روايات بسيار, رسول
خدا صلي الله عليه و آله و سلّم كه انسان كامل بود از بالاترين درجه عواطف
برخوردار بود. رفتار عاطفي رسول خدا(ص) نسبت به حسنيين و فاطمه زهرا سلام
الله عليهم اجمعين و نيز نسبت به علي ابن ابيطالب عليه السلام در دوران
كودكي, زماني كه پرورش علي را به عهده گرفته بود, زبانزد صحابة حضرت در
روايات عامه و خاصّه است. اما احساس ريشه حسي و غريزي و حيواني و بيولوژيك
دارد. متاسفانه تمامي ويژگيهاي زنانه در نظرفمينيسم ريشه غريزي و احساسي
دارند و نه عاطفي, و اساساً فمينيسم از اسرار روانشناختي عاطفه بي خبر است.
خلاصه آنكه تمام وجوهي كه شان انساني انسان را از حيوانات متمايز مي نمايد
در زنان بيشتر از مردان است و بالفعل نشدن آن نتيجه عدم تربيت صحيح است.
مكتب فمينيسم تنزل دهنده مولفههاي انسانيت زن است. به ديگر سخن تمامي
مولفه ها و شاخصهايي كه در رفتار زنان بارز است و حقيقتي انساني و شريف
دارد را موضوعي احساسي معرفي مي نمايد. به عنوان مثال فمنيسم زيباشناسي زن
را ناشي از احساسات زنانه مي داند و از ريشة معرفتي و انساني آن بي خبر است
و لذا آنرا تبديل به مدگرايي و ابزار واقع شدن مينمايد و بدينوسيله قبل از
آنكه از حقوق زن دفاع نمايد او را موجودي احساسي معرفي مي نمايد. لذا در
دفاع از حقوق زنان نبايد از زاويه ديد فمينيسم به دفاع از حقوق زن پرداخت.
راه پيش گيري از انحراف در دفاع از حقوق زنان مبارزه با انديشه منحط فمنيسم
و راه رسيدن به حقوق و رشد و تعالي زنان عبارت است از درك صحيح نظريات
اسلام و قرآن درباره حقيقت زن. اسلام حقيقت زن را در ارتباط با تعامل
انساني و روابط انساني بسيار زيباتر و قوي تر از مرد معرفي فرموده است و
لذا از ديدگاه قرآن و اسلام زن شايستگي بيشتري براي تربيت نسل بشر در
مقايسه با مردان دارد. جنگ فرهنگي و تحميلي غرب بر جامعه اسلامي ايران در
آينده به وسيلة فمنيسم است و اين مطلبي است كه حتي رئيسجمهوري آمريكا در
برخورد با ايران به آن اذعان داشته است. اين بدان معني است كه غرب برنامه
ريزيهاي وسيعي براي تهاجم فرهنگي جديد خود بوسيله فمينيسم براي جامعة ايران
دارد. و بهترين راه براي مقابله با آن از يك طرف شناخت صحيح و واقعي از
انديشه هاي ضعيف و بي محتواي فمينيسم است و از طرف ديگر آگاهي زنان و مردان
مسلمان از حقيقت زن و نقش او در حيات انساني از ديدگاه قرآن و اسلام است.
دربارهي نقش زن در حيات انساني حتي از ديد طرفداران فيمنيست متاسفانه
نگاهي متحجرانه به او شده است يعني حتي انديشمندان غربي ونيز طرفداران
انديشه هاي غربي در ايران، در بحث نقش زن در حيات انساني مساله را زنانه
ميبينند و فكر ميكنند شناخت زن و جايگاه او در جامعه بحثي مربوط به جنس
زن مي باشد و موضوعي زنانه است, اينجا نقطهي تحجر است، خواه سنتگرا يا
تجددگرا باشند باز هم متحجرند. مسلمان باشند يا مسيحي يا غربي يا شرقي, در
هر صورت متحجرند. نقطهي تحجر كجاست؟ نقطهي تحجر زماني است است كه اين بحث
را يك بحث زنانه ببينيم! حتي اگر زنان فكر كنند اين بحث صرفا به آنها مربوط
است متحجرند اگر مردان هم بگويند به ما مربوط نيست، بازهم متحجرند!
متاسفانه وقتي از ديدگاه قرآن و روايات ثابت ميشود كه حقيقت زن وجودي
بهشتي1 است وقتي از ديدگاه قرآن و اسلام ثابت ميشود حقيقت زن در پرورش نسل
بشري برتر از مرد است، برخي حاضر به گوش دادن نيستند و حتي برخي از زنان
متدين، وقتي از ديدگاه اسلام براي آنها ثابت ميشود كه حقيقت زن در پرورش و
تربيت انسان برتر از مرد است فكر ميكنند چون بازار تعريف از زنان گرم است,
دور، دور فيمنيسم است پس اين حرفها به دليل فضاي موجود مطرح مي شود ...
يعني زن مسلمان خودش را نميتواند باور كند، مسلمان است اما متاسفانه در
اين زمينه اطلاعي از انديشه اسلام دربارة زن ندارد، از اسلام فقط ريش
گذاشتن يا چادر سر كردن را آموختيم؟ كه البته بسيار نيكوست ولي كافي نيست.
نشانههاي عجيبي كه در قرآن كريم و روايات شريفه آمده اين است كه حقيقت زن
در رابطه با نسل انساني و وجه انساني برتر از حقيقت مرد است. فمينيست
نابيناست و از درك حقيقت زن عاجز است. زيرا ابزاري كه از نظر علمي حقيقت زن
را براي او تبيين نمايد, در اختيار ندارد و تنها به نتايج آزمايشات
روانشناختي و آناتومي انسان و اطلاعات بيولوژيكي و فيزيولوژيكي انسان بسنده
مي كند لذا اين مكتب خواركنندهترين مكتب براي معرفي زنان است زيرا با
اطلاعات ناقصي كه از تعريف زن به بشريت ارائه مي كند ابتدا از زن يك مرد
ناقصي معرفي مي نمايد و بعد حقوق او را در رقابت با مردان قرار مي دهد و از
او حمايت ميكند! همانند حمايت از كودكان بهزيستي! كه ابتدا اين كودكان را
انساني ناقص معرفي مي كند و سپس در مقام مقايسه با انسانهاي سالم از حقوق
او دفاع مي نمايد. بنابراين زنان براي دفاع از حقوق خود نبايد در برابر
مردان آنچنانكه فمينيسم طراحي كرده است جنگ حقوقي و دادگاهي ايجاد كنند،
بلكه بايد جايگاه حقيقي خود را در حيات انساني بشناسند و به جهان نيز معرفي
كنند زيرا اگر جايگاه حقيقي زن در جامعه شناخته شد و زنان بفهمند سرچشمهي
انتقال عواطف و ويژگيهاي انساني به بشريت هستند اين سخنها كه در رقابت با
مردان طرح مي شود و توسط فمينيسم و انديشة غرب و غرب زدگان دامن زده مي
شود, نزد بانوان جايگاهي نخواهد داشت. زيرا مسيري را كه فمينيسم در رقابت
با مردان براي دفاع از حقوق زنان در پيش گرفته است, به انحراف و به سراب
خواهد رسيد و انرژي زنان را در اين رقابت نابرابر از بين برده و از رشد و
تعالي باز خواهد داشت. آمريكا به عنوان شيطان بزرگ اعلام كرده است كه جنگ
بزرگ ما در آينده با انقلاب اسلامي ايران به وسيله مكتب فمنيسم است3. تا
بدينوسيله انرژي نيمي از جمعيت مسلمان ايران يعني جمعيت زنان را در رقابت
با مردان تلف كند و از رشد حقيقي باز دارد و آنان را در سراب رسيدن به
خوشبختي كاذب و غير واقعي و مجهول گرفتار نمايد.
نقل
مطالب به شرط ذكر منبع، بلامانع است. پايگاه
اطلاع رساني موسسه فرهنگي صابره (س):WWW.Sabereh.ir
بازگشت به صفحه درسها |